امروز یک هزار پا دیدم
فکر کنم کسانی که این نام را برایش گذاشتن
تا ۱۴ بیشتر بلد نبودند.
می گم من سانتافه می خوام میگه
این کف دست مو نداره حالاتو هی mach3 بکش
زندگی مثل یه بازی شطرنج می مونه
اگه بازیو بلد نباشی همه می خوان یادت بدن
اگر هم بازیو خوب بلد باشی همه می خوان شکستت بدن
پ.ن:با توجه به جواب کامنت اقای همه:
راست می گید اقا چون من نه خوب قواعد و بلدم
و نه حوصله شکست دادن دیگران و دارم اوهوم
یه صدایی توجهمو جلب کرد و اصلا یادم رفت داشتم گریه می کزدم![]()
یه پیرزنی که خیلی با نمک بود
سر یه مزار اونطرفتر داشت گریه می کرد و می گفت ای قربونت برم
قربون قد صدو بیستت نه صدو هشتادت نه صدو نودت
اره صدو نود بودی
گاهی اوقات بی خبری هم خودش یه خبر ه
بی خبری از یه تراژدی در حال اجرا
ناقوسهای غم به صدا در می آیند
و گاهی اعتراضش از جنس اعتراضات دیگران نیست
او معترض است می گوید: همیشه معترض است
همیشه معترض است اما هیچ گاه متعرض نیست
و من الان می بینم که آری او معترض است
حالا خوب است معترض است و متعرض نیست
ما هی دوست داریم شعر بگوییم
ما شعر گفتن را دوست داریم اما حیف وقتی شعر می گوییم
وجدانمان بشدت درد می گیرد
چرا که به وضوح حس می کنیم
که تن شاعران در خاک خفته و اجداد شاعران در خاک نخفته
در گور می لرزد و این جاست که می ترسیم به نفرین انها دچار شویم
پس شعر می گوییم و ان را در جایی مخفی کرده
تا مبادا دست بنی بشری به ان برسد و ما را دچار نفرین کند
و این از بخت بد ماست که کاری را دوست داریم اما ان را بلد نیستیم .
ای شاعران بزرگ ایران زمین خدا شما را بیامرزد و ما را ببخشاید
که پا در نعلین شما کرده و گاهی معر می گوییم
و ان را جای شعر به خودمان قالب می کنیم .
حقوق یکماهش با کمی پول مردم
هر چه بیشتر می گشت بیشتر نا امید می شد
دخترکی گل فروش جلو امد اقا یه دسته گل می خرید ؟؟
یادش امد داشت گل می خرید که کیفش وای خدای من........
حرکت کرد به چهارراه رسید
دخترک گل فروش هنوز انجا بود با یک بغل گل و کیفی در دست
مرد را از دور شناخت با لبخند به سمتش دوید
اقا اقا کیفتان پیش من جا ماند برایتان نگه داشتم می دانستم بر می گردید
این اخرین دسته گل را هم از من می خرید ؟
تبسم معصومانه اش دل مرد را لرزاند
و گفت هر روز میام و یک دسته گل از تو می خرم منتظرم باش.....
به چند میلیون نفر انسان بیکار پر شور و حرارت حیران سر خورده
ترجیحا اقا چون زورشون بیشتر و نمی ترسن
جهت یک راهپیمایی نیازمندیم در ضمن ما بی رنگیم.
از علاقه مندان خواهش می کنیم هر چه زودتر ثبت نام نمایند.
مرتبط +
من رای می دهم ![]()
تو رای می دهی ![]()
ما رای می دهیم![]()
با امدنت چراغ عشق را در این خانه روشن می کنی
بیا
و شبی ماه خانه این عاشق باش
و این حس داره منو از پا در میاره
احساس خواب الودگی می کنم
وبا این حس بسرعت خوابم می بره
احساس بدبینی می کنم
و با این حس غر غرو شدم
این روزها خیلی احساسها دارم
اما یه احساس دارم که از همه قوی تره
احساس بی احساسی این دیگه خیلی برام عجیبه
انگار هوا را هم با خود می بری
می دانم کودکانه است اما دلم می گیرد
وقتی تمام حواس پنجگانه ات تقسیم می شود
اما با تمام اینها حس می کنم طعم حسادت هم طعم جالبی است
یک شاخه گل رز تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ای است دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد

وقتی دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود
دری دیگر باز می شود ولی ما عادت کرده ایم
که همچنان به درهای بسته نگاه کنیم
غافلگیر شدم
زیباترین غافلگیری
لذت بخش بود 

.jpg)

اما ماندی
آمده بودی که بشناسی دلت را
باختی
آمده بودی تا برای شبهایت قصه بگویم
بانوی ترانه ام شدی
آمده بودی دلبری کنی
عاشق شدی
آمده بودی دزدی
دزدیده شدی
صاحبخانه ی دلم ماندنت مبارک
محسن مقدسی
۲۳:۱۶
۲۰۰۸.۱۱.۶
پر نرمیش را از لبهایت وام گرفته است
و عسل طعم می بازد در حضور بوسه ات
ستبری گردنت سر مشق اهوی خطی است
شراب بی ابرو شد از حضرت چشمت
می بینی ؟
به این همه داشتن هاست که می بالم.....
محسن مقدسی
ساعت ۲۱.۱۰
۱۸/۹/۲۰۰۸
حیفه پرنده باشی و بال و پر تو وا نشه
این همه تو این همه من
حیفه بمیره ما نشه
می دونید یه بغض فرو خورده یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدانی اندیشیدن به تو زیباست
میدانی شنیدن ترانه ها با صدای تو زیباتر است
اما هنوز زیباترین روزهایمان را ندیده ایم
و من هنوز زیباترین واژه هایم را برایت نگفته ام......
چقدر دلم برات تنگ شده
دنیا بدون تو بد رنگه
بد رنگ
بدرنگ
بدرنگ
.
.
.
.

نیامده دلتنگ رفتنت می شوم
چرا نمی دانم؟؟؟؟؟؟؟؟
نوبت خاموشی من هم سهل و اسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم عشق و مستیم
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتا بان می رسد.....